حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن

خانم مسنی با عصبانیت کتاب مجموعه دعاهای ... را که مرتب تجدید چاپ  هم می شود برگرداند و گفت : باید حدس میزده وقتی حاضر شدم بهش 10 درصد تخفیف بدهم کلکی تو کارم بوده است!

پرسیدم چطور؟

 گفت : خودت نگاه کن ببین چند صفحه از کتاب سفید است؟

نگاه کردم دیدم حداقل 10 صفحه اش چاپ نشده و کاملا سفید است.

اظهار بی اطلاعی کردم و شرمندگی و عذرخواهی و اینکه اجازه بدهد و آدرس که فردا پس فردا کتاب سالمی گیر بیاورم و در منزل تحویلشان بدهم.

قبول نکرد و گفت : پشت دستش را داغ می کند تا دیگر از هیچ دست فروشی خرید نکند.

خدا لعنتتان کند آقایان ناشران سری دوزی بی دقت که فقط نگاهتان به تیراژ است و قیمت پشت جلد. به خودتان زحمت نمی دهید بعد از چاپ یکبار صفحات کتابی را ورق بزنید و اینجوری آبروی ماها را می برید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ساعت 7:45  توسط سعید   |