حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن
اندکی صبر جعفر نزدیک است!

.

.

.

مهمونا خیلی وقت است منتظر جعفر آقا هستند و دیگه می خوان پاشن برن که زنگ موبایل دختر طنازش به صدا در میاد و اون هم فی البداهه و به شیرین ترین شکل ممکن خبر نزدیک شدن آقاجونش به محل مهمانی را به اطلاع عموم منتظران میرساند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 12:42  توسط سعید   |