حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن

اگه یه دولتی می اومد و میگفت: جلوتر از اقتصاد و فرهنگ و دین و فلان و فلان ...یک اولویت مهمم اینه که فلان و فلان  این ترقه زنهای قبل و بعد از چهارشنبه سوزی را فلان و فلان کنم به وحدانیت خدا بهش رای می دادم.

چقدر وقتهایی دلم برای شاه عباسی تنگ می شود و برای بعضی اعمال غیر انسانی ولی "بی بروبرگرد به هدف خورش" ؛ مثل همون تو تنور انداختن نانوای گرانفروش .جماعت اراذل و اوباش شانس آوردند کاره ای نیستم وگرنه چندتاشون می گرفتم با چشمای بسته جلوی دوربین های تلویزیونی تو یه چاردیواری شیشه ای محبوسشان می کردم و بی خبر هر چند دقیقه یکبار یکی از اون ترقه هاشون ول می کردم که جلو چش ملت بشاشن به خودشون .من راه حل فوری فوتی دیگه ای تو این چند روز مونده به عید  ، غیر این و بل شدیدترش سراغ ندارم .راه حل های دیگه بدرد درج در کتابهای اخلاق میخورن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱ساعت 12:32  توسط سعید   |