میگفت که من با 50 سال سابقه فرهنگی و مطالعه همه ی کتابهای ارزنده دنیا دارم اینو میگم.من از این سطح! – و اشاره ای به هیکل خودش می کرد که انگار یک بدنساز از هیکلش تعریف می کند- با شما حرف میزنم!
اون یکی هم چیزهای مشابهی را به رخ می کشید و با این سطوح بالا درباره کتاب ... به تفاهم نمی رسیدند.مشتری دیگه ای با اشاره گفت: اینا چی میگن؟ جریان چیه؟
یاد حرف استاد سوداگر افتادم که وقتی بین بچه ها در حل مسئله ای اختلاف پیش می اومد با لبخندی شیرین می گفت: بین علما! اختلاف افتاد.