یعنی عمرا در خود چین بودایی هم این مقدار جنس تقلبی و بی کیفیت چینی که به اسم برندهای اصلی فروخته میشود به اندازه ای باشد که در ایران اسلامی ما و فروشندگان مسلمانش! وجود دارد.
مسئله ای بسیار مهمی که خریداران قشر متوسط و مرفه ایرانی را آزار می دهد نه مسئله قیمت که بیشتر مسئله اطمینان نداشتن به کیفیت و مرغوبیت کالایی است که مشخصاتش در کاتالوگش درج شده و فروشنده هم با قسم و آیه و نشان دادن لوگو و مارک میخواهد آن را ثابت کند.
ناراحتی اصلی این قشر حتی این نیست که کالایی را فروشنده دولاپهنا حساب کند ، وقتهایی هست که مشتری ایرانی به هر دلیلی – از اینکه نیاز به کالایی با مشخصات واقعی و اصلی دارد گرفته تا اینکه می خواهد با عرضه ی آن چش دختر خاله و همکلاسیهایش را دربیاورد- حاضر شده بیخیال گرانی جنس شود ولی می خواهد مطمئن باشد با این چند برابر پولی که می دهد آیا همان آش اصلی را می خورد یا خیر!
مشکل این است که حتی نمی شود صد در صد به نمایندگی های رسمی بعضی برندها هم اعتماد کرد. یحتمل کم نشنیده اید که این محصول فلان کمپانی معروف است منتها به دلایل گمرکی و کارگر ارزان آن را در چین و مالزی و سنگاپور می سازند! به کنه ماجرا که میروی می بینی فقط قسمت دوم قضیه که محل ساخت است درست است و از قسمت اول ماجرا خبری نیست.کمپانی اصلی هم یک زیرپله ای خانگیست در چین نه کمپانی معظمی در دوسلدورف آلمان!