حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن

یکی از بهترین شیوه ها برای اینکه بفهمید کالا یا خدمات شما توانسته است مشتری را در حد اعلی راضی کند این نیست که مستقیما ازش بپرسید. اینجا که انگلیس نیست طرف رودربایستی و تعارف نداشته باشد و مستقیما ضایعتون کنه! حکما میگه خوبه.

 مثل جواب ایشالایی که ملت به همه ی مبلغین نامزدهای شورای شهر و مجلس می دهند وقتی می روند درب منزل و مغازه شان برای جمع آوری رای.تا حالا یک مورد هم گزارش نشده کسی به اینها بگوید : نه! من به کاندید شما رای نمی دهم.البته اگر شنونده زیادی عاقل باشد و بادی لنگویچ حرکات چشم و صورت و لحن را بلد باشد از همون یک "ایشالا"ی واحد هزاران نفر ، هزار تعبیر مختلف در می آورد که دو سه تاشون به معنی " بله قطعا رای می دهم" هستند.

حالا اینجا هم اگر همان سوال را مستقیم بپرسید که از کیفیت کالا و خدمات شما راضیست یحتمل می گوید: ممنون ، خوبه. شما باید قدرت تفسیر این جمله واحد را از طرف بیشتر مشتریان داشته باشید.

خوب البته اگر این مهارت را داشتید که فروشنده نمی شدین و مطب روانشناسی می زدین! به جان خودتان تعارف نمی کنم.

کاری نداریم.روش مناسب تر این است که بتوانید به شیوه ای غیر مستقیم بفهمید آیا مشتری حاضر است کالا یا خدمات شما را به دوستان و آشنایان نزدیکش پیشنهاد دهد و معرفیتان کند یا خیر؟!

کارتهای تبلیغی مغازه را دم دست مشتری بگذارید .اگر کارت شما را برداشت و خودش هم گفت که می خواهد به دوستان و آشنایانش بدهد مطمئنا در کارتان موفق شده اید.

می توانید شما هم پیشنهاد دهنده باشید. به این صورت که چند تا از کارتها را به ایشان تعارف کنید و بگویید: اگر از کالای ما راضی هستید می توانید به دوستانتان هم توصیه ش کنید.اگر همه را برداشت یحتمل راضیست. اگر هم فقط یک دانه برداشت که هم عذاب وجدان نگیرد وقتی 20 متر اونورتر کارت را تحویل جوب آب می دهد ، هم اینکه نخواسته شما را از بیخ و بن ضایع کند.خودتون بفهمید دیگه!



برچسب‌ها: تبلیغ کالا, کارت ویزیت, شگردهای فروشندگی ایرانی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:6  توسط سعید   |