دختره کتاب " لطفا گوسفند نباشید " را بر می دارد و به بابا اشاره می کند حساب کند. بابا هم جنتلمنانه کیف پول را در می آورد و رو به من می پرسد: چقدر تقدیم کنم؟
قیمت پشت جلد کتاب حقیقتا بالاست و هر کسی را پس می زند. بیست و دو هزار تومان.
به شیوه ای ملایمی قبل از اعلام قیمت می گویم : قیمت پشت جلدش هر چی هست ، ده درصد هم تخفیف می دهم و میگذارم خود خریدار قیمت را ببیند که حتی برای چند لحظه هم فکر نکند من دارم گران میفروشم.
به بابا هم همین را گفتم. قیمت را دیدند و بابا گفت :دخترم ترجیح می دهم همان گوسفند باشی و این پول را ندهم!
خنده م گرفته بود و دوباره یادآوری کردم ده درصد تخفیف دارد.
گفت یعنی میشه چقدر؟
گفتم: بیست هزار تومان
تخفیف کافی نبود و تشریف بردند و من هر وقت یادم میفته خنده م میگیره از حرفش.
پی نوشت: تیتر یادداشت با شما خواننده خوش ذوق