این توله سگ بیچاره را که در تصویر می بینید نمی دونم کدوم شیر پاک نخورده ای دستش را شکسته و حیوان بیچاره را بی حامی در شهری ول کرده که انسانی که چهار ستون بدنش سالم است هم به سختی می تواند گذران کند .
ما کلا - ریا باشه - دل رئوفی داریم در این مواقع. یک بنده خدایی که پای خودش هم شکسته بود داشت بر باعث و بانی این صدمه لعنت می فرستاد - پا شکسته غم پا شکسته می داند- که توجه ما هم که داشتیم همان اطراف بساط می کردیم جلب شد و به ایشان گفتیم چند دقیقه ای حواسش به بساط ما باشد که برویم منزل- که همون نزدیکی بود - و چند تیکه استخون و ضایعات مرغ را بیاوریم توله ی بیچاره حداقل از گشنگی تلف نشه و بشریت را روسیاهتر از اینی که هست نکنه.
من - باز ریا بشه - فصل زمستانی خوراک مرغ را شاهانه میل می کنم که بشود باقیمانده اش را در شبهای سرد جلو گربه ها انداخت. با دور ریز برنج و بعضی غذاها هم همین برنامه را دارم. اگر امکانش بود هم بی میل نبودم کمپینی را راه بیندازم و از ملت خواهش کنم تو این سیاه زمستونی کمی با حیوانات اطرافمان مهربونتر باشیم اگر که نمی توانیم با آدمها اینگونه باشیم.
ما که باقیمانده شاه خور تیکه های مرغ را آوردیم دو تا دختر نوجوان هم که اون اطراف بودند احساساتشان به سان ما قلمبه شد و رفتند یک شیر پاکتی کوچیک گرفتند و حالا می خواستند با نی به خورد این توله پاشکسته مادر مرده بدهند که نشد. یک جلد پلاستیکی شیر کاکائو اون اطراف افتاده بود که اینجانب با ابزار کلید قسمت بالایی آن را برداشتم و تبدیلش کردم به همین ظرفی که در شکل می بینید.
شما هم از این کارها بکنید. تازه آدم بدی باشید مثل ما ؛ خدا فی الفور پاسخ نیکی تان را همینجا می دهد که حوصله منت گذاشتنتان برای اون دنیا را ندارد اما خوب هم که باشید که بعید نیست هم اینجا پاداش بگیرید و هم اون طرف.

