حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن
نمیدونم چرا نمیتونم به این توافق خوش بین باشم و حتی عین خیانت1 ندونمش.

یه نمونه ش:

برداشتن تحریم ها بعد از اجرای تعهدات اصلی از سوی ایران یعنی فرستادن سوخت به خارج ودرآوردن قلب رآکتور اراک صورت خواهد گرفت .

یعنی تو تیم ما اینقدر عقل مختصر نبود که بفهمند : اگر که ما سوخت را فرستادیم خارج و قلب راکتور را هم در آوردیم به فرض عدم اجرای تعهد متقابل از طرف اونها - که اصلا بعید نیست- اگر ما پشت گوشمون را دیدیم سوخت فرستاده شده به کشور ثالث را هم دوباره می بینیم و برای دومیش هم کلی زمان لازم لازم داره قلب راکتور برگرده سرجاش و عملیاتی بشه

اما برعکس اگر اونا اول تحریمها را بردارند و بعد به فرض محال ما به تعهدمان عمل نکنیم- که هر عقل حتی نیمه سلیمی هم میگه تو شرایط امروز ما و این همه عامل فشار و رسانه های قدرتمند اونها  تقریبا غیرممکنه- مایه ی برگشت تحریمها توئیت یک خط نوشته  و ابلاغشه.غیر اینه؟


1-خدای نکرده اصلا منظورم خیانت عمدی جناب دکتر ظریف و تیم همراهشون نیست. زحمات شبانه روزی تیم حرفه ای ایشان را هم دیدیم و از این باب تشکر هم می کنیم ولی این خیانتی که من میگم در نتیجه کاره و اینکه حتی با نیت خیر هم میشود مرتکب کاری شد که نتیجه همانی باشد که اگر تیم دیگری با نیت خائنانه می خواست.

بازی برد برد هم به قول سردار قاسمی از آن اصطلاحهای به شدت مزخرفی است که رسانه ها به خوردمان دادند.کدام برد؟ وقتی چیزی حق مسلم ما بوده و با پایمردی خودمان بهش رسیدیم و یک قلم هزینه اش هم خون پاک دانشمندانمان بود که در همین تهران جلوی چشممان ریختند و پولهای به ناحق بلوکه شده خودمان را هم می خواهند به عنوان امتیاز و برد برای ما فاکتور کنند اینها آیا اسمش برد است؟ حداقل از منظر خود ما ، باید اینها اسمش برد باشد و بدتر و مفتضح تر اینکه برایش پایکوبی هم کرد؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 7:32  توسط سعید   |