حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن
شکر خدا و به توصیه ی یکی از خانمهای بزرگواری که خواننده وبلاگ بودند ، از پارسال در یک دبیرستان غیردولتی به عنوان کمک دستشون مشغول به کار شدیم.کپه مون را هم شبها همینجا می گذاریم.لابد چون از کارمون راضی بودند امسال محبت کردند و تدریس درس آمار را هم سپردند به ما و علاوه بر آن حل تمرین همه ی درسهای فرمول دار و بعلاوه زاپاس هر معلمی که نیومد و بخصوص کامپیوترشون.حالا در تعریف رسمی و بیمه شده ی پستمون همون سرایدار نگهبان درج شده است اما چون باید دانش آموز جماعت، حسابی هم از ما میبرد باز لطف فرمودند و در دفترچه تقویم اجرایی مدرسه جلوی اسم ما زدند مسئول فوق برنامه.

گفتیم خبری از مشغولیتمون به دوستان بدیم و باز تشکر از بانی خیرش سرکار خانمی که خدا شاهد است حتی اسمشم نمیدونم و تا حالا زیارتشون هم نکردیم و حتی صداشون هم نشنیدیم.خدا خیرشان دهاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۴ساعت 23:44  توسط سعید   |