چرا عده ای که متاسفانه تعداشون هم کم نیست همیشه دوست دارند دنبال چیزهایی باشند که سیستم رسمی بدلیلی آنها را منع کرده است و اجازه انتشار عمومی نداده است؟ این اثر خواه یک کتاب باشد یا یک فیلم سینمایی یا هر چیز دیگری.لابد فکر می کنند حکما چیز خیلی باارزشی بوده است و حکما اگر مجوز انتشار عمومی میگرفت تا پس فردا عصر ، بساط سیستم حاکم را جمع می کرد.البته در کنار خیلی معایب این جور نگرش ، یک حسن را هم دارد که ممکن است این جور آدمها ناخودآگاه مجبور به مطالعه یا دیدن اثر یا آثاری شوند که مطالعه همان اثر جرقه ای باشد برای مطالعه جدی تر در آن حوزه. مشروط به اینکه طرف بعد از مدتی تبدیل نشده باشد به کلکسیونر آثار ممنوعه ، که فقط به جهت پزدادن و اینکه آدمی متفاوت با بقیه عوام الناس است و از چیزهایی سر در میآورد که بقیه اصلا نمیدانند چیست و چه کیفی می کنند وقتی چیزی می گویند که مخاطبشان قبلا نشنیده است و اولین بار است از زبان جنابشان می شنوند!
معمولا مخاطب بی اطلاع اینگونه آدمها که شناختشان از آثار هنرمندان و شاعران در حدیست که عموم مردم میدانند چون چیزی را از زبان ایشان می شنوند که تازگی دارد و احیانا کمی مسئله و حاشیه و جذابیت ، حتما گمان می کنند که لابد گوینده چندین مرتبه – فی المثل اثر مورد بحث دیوان شعری باشد- دیوان فلان کس را خوانده اند و از زیر و بم اثر آگاهند و اینها هم نکاتی است که در اثر تحقیق و مطالعه عمیق بدستشان رسیده است و عوام خبردار نیستند .غافل از اینکه می توان با دو تا سئوال ساده کاری کرد ایشان به افاضاتشان ادامه ندهند.فی المثل از ایشان بخواهید یک بیت دیگر آن شاعر را که اتفاقا مشهور است و همگان می دانند را بخوانند.من که گمان نمیکنم بتوانند
یکی از اینگونه خلق الله صبح مشتری ما بود.دنبال کتابهای قدیمی چاپ اول می گشت .حتی برایشان خیلی موضوع کتاب مهم نبود .به گفته خودش در خانه کتابخانه ای داشت بزرگتر از کتابفروشی من که از خیلی قبل فقط کتابهایی را جمع می کرده که جلوی چاپهای بعدیشان را گرفته اند یا نایاب شده اند و ایشان به هر قیمتی بوده چاپ نخستشان را گیر آورده است.کتاب فردوسی را برداشت و گفت این که کتاب نیست .گفتم چرا؟ گفتند اگر مردند و جرات دارند کل ابیاتشو چاپ کنند؟ گفتم : کدوم ابیاتو چاپ نکردند ؟ فردوسی هم مگه شعر شطرنجی گفته؟
لطف کرد و چون من بودم – البته این را حتما به همه می گوید- غلط غلوط ابیاتی را خواند که من درستشو میدونستم همان شعر معروف :
ز شیر شتر خوردن و گوشت سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
غرض اینکه همانطور که می بیند اغلب هم این افراد ، سواد درست و درمونی هم ندارند و اصل براشون ممنوع بودن اون چیزست و مسئله دار بودنش وگرنه گمان نکنم اون آقایی که من دیدم بجز اشعار کتابهای درسی زمان مدرسه اش ، تا حالا بیتی از ابیات فردوسی را خونده باشد.حالا گیرم این ابیات هم اجازه انتشار داشته باشد در آن صورت عمرا ایشان حاضر باشند آن کتاب را در کلکسیونشان جا بدهند!