"چرت و پرت بود به گمانم ، شاید هم شر و ور یا ..، ببخشید البته ! بی ادبی نمی کنم... بچه های خونه یه کتاب ازم خواستند براشون ببرم، اسمش یادم نمونده. فقط می دونم تو همین مایه ها بود..."
فکر کردم شاید از این کتاب های جوک و اس ام اس باشد؛ گفتم" نه! این جور کتاب ها نداریم."گفت : "نویسنده اش معروفه ها ؛ جواد آل احمد... یا نه! صادق چوبین ! هرکی بوده می گن یه زمانی کدخدا بوده!"
بعله ! «چرند و پرند دهخدا» را ازش خواسته بودند!
جلوش را نگرفته بودم، همین جور می خواست از «مولویِ شیرازی» گرفته تا «سهرابِ فرخزادِ ثالث»، همه را توی گورشان بلرزاند!
وقت رفتن افاضاتش را این طور تکمیل کرد: "این بابا خودش هم نوشته چرنده حرف هام؛ ولی ما باز دست بردار نیستیم و میگیم حرف حسابه!"