انقلاب و خیابان های پشتی اش اولین جایی بود که رفتم . همه جا یک مشکل کوچک وجود داشت؛ این که از هر مغازه ی زیر پله ای هم که می پرسیدی «از کجا خرید کنم؟» می گفت درست آمدی، خود من هستم! من به کل کتاب فروشی های خاورمیانه سرویس می دهم! قبلاً همین رفتار را در صنف موبایل فروشی ها هم دیده بودم؛ آن جا هم هیچ مغازه ای نبود که خودش وارد کننده ی اصلی نباشد و همه شان - حتا از دوبی نه! - مستقیما از کارخانه های اصلی جنس وارد میکردند !! جوری که به شان بر نخورد می گفتم: «ممنون! من دنبال یک مرکز پخش جزئی تر هستم!».
ناچار شدم آدرس و تلفن چند مرکز پخش را از روی صفحات دوم و سوم کتاب ها یادداشت کنم و خلاصه – راستکی! - رسیدم به مراکز اصلی پخش و خریدها با موفقیت انجام شد.